از فنجان های دلم بیا و یک جرعه دلتنگی ام را بنوش . باور کن این قهوه ی قجری نیست . نه میخواهم در قفس دلتنگی ام حبس ات کنم ، و نه میخواهم در ته فنجان ات فالت را ببینم... فقط میخواهم به بهانه ی نوشیدن این فنجان که پر از اشتیاق داشتن توست ، فقط دمی ... فقط دمی... فقط دمی سرت را بالا بگیری و از دلتنگی ام بنوشی و کنار من بنشینی . فقط دمی....
برچسب:
نویسنده: آراد بهرامی