دیدی
-
تاریخ: 1405/5/23 ساعت: 20:00
دیدی... دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین سینه را ساختی از عشقش سرشارترین آنکه می گفت منم بهر تو غمخوارترین چه دل آزارترین شد چه دل آزارترین نه همین سردی و بیگانگی از حد گذراند نه همین در غمت اینگونه نشاند با تو چون دشمن دارد سر جنگ دل دیوانه تنها دل تنگ ناله از درد مکن آتشی را که در آن زیسته ...
فقط یک دم
-
تاریخ: 1405/5/23 ساعت: 20:00
از فنجان های دلم بیا و یک جرعه دلتنگی ام را بنوش . باور کن این قهوه ی قجری نیست . نه میخواهم در قفس دلتنگی ام حبس ات کنم ، و نه میخواهم در ته فنجان ات فالت را ببینم... فقط میخواهم به بهانه ی نوشیدن این فنجان که پر از اشتیاق داشتن توست ، فقط دمی ... فقط دمی... فقط دمی سرت را بالا بگیری و از دلتنگی ام...
رویایی که نیست
-
تاریخ: 1405/5/23 ساعت: 20:00
ساده میبینم تو را هر شب به رویایی که نیست میزنم دیوانه وار دل را به دریایی که نیست مینشینی در برم محو نگاهت میشوم بیخیال از غصه و تشویش زمان آیندهیی که نیست در کنار جوی آب و سایه ی آن بید مست عشق بازی میکنیم در دشت و صحرایی که نیست میزنم یک جرعه می از ساغر مژگان تو جسم و روحم مست آن چشم فریبایی که ن...
خوب باش
-
تاریخ: 1405/5/23 ساعت: 20:00
╲ ╭ ╭ ❤️ ╯ ╯╲ بماند که ندارمت... بماند که هنوز دلم برایت تنگ است... بماند که تکه ای از تو در من مانده... بماند که شبها بیقرارت میشوم... بماند که هنوز دلم میخواهدت... بماند که بی تو فقط زنده ام... بماند که هنوز وقتی باران میبارد صدایت در گوشم میپیچد... بماند که نیستی تا آرامم کنی... همه ی اینها بماند...
خوب باش...
-
تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 15:20
╲ ╭
چهار شنبه سوری...
-
تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 15:20
چشمانتکارناوال آتش بازیست! یک روز در هر سال برای تماشایش میروم و باقی روزهایم را... وقف خاموش کردن آتشی میکنمکه زیر پوستم شعله میکشد!
دیدی...
-
تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 1:22
دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین سینه را ساختی از عشقش سرشارترین آنکه می گفت منم بهر تو غمخوارترین چه دل آزارترین شد چه دل آزارترین نه همین سردی و بیگانگی از حد گذراند نه همین در غمت اینگونه نشاند با تو چون دشمن دارد سر جنگ دل دیوانه تنها دل تنگ ناله از درد مکن آتشی را که در آن زیسته ای سرد م...
فراق...
-
تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 1:22
ز فرقت توز دل امشب اضطراب نرفتستاره محو شد و چشم من به خواب نرفتچگونه بی لب اوعیش من شود شیرین؟که از جدایی گلتلخی از گلاب نرفت ...
جمعه...
-
تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 1:22
جمعه یعنیتعطیلیِ هرچی غیرِ تو ...یعنی موندن و خط کشیدنزیرِ اسم تو ...جمعه یعنی هرچیزی ممنوع شهبجز فکر تو ....
ابد ...
-
تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 1:22
ابد و يك روز ...؟ ابد و يك قرن ...؟ ابد و يك ميليون قرنبه دوست داشتن اتمحكومم .....!! ❤•.❀•.¸✿¸.•❤
فقط یک دم...
-
تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 1:22
از فنجان های دلم بیا و یک جرعه دلتنگی ام را بنوش .باور کن این قهوه ی قجری نیست .نه میخواهم در قفس دلتنگی ام حبس ات کنم ،و نه میخواهم در ته فنجان ات فالت را ببینم...فقط میخواهم به بهانه ی نوشیدن این فنجان که پر از اشتیاق داشتن توست ،فقط دمی ...فقط دمی...فقط دمی سرت را بالا بگیری و از دلتنگی ام بنوشی ...
رویایی که نیست...
-
تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 1:22
ساده میبینم تو را هر شب به رویایی که نیست میزنم دیوانه وار دل را به دریایی که نیست مینشینی در برم محو نگاهت میشوم بیخیال از غصه و تشویش فردایی که نیست در کنار جوی آب و سایه ی آن بید مست عشق بازی میکنیم در دشت و صحرایی که نیست میزنم یک جرعه می از ساغر مژگان تو جسم و روحم مست آن چشم فریبایی که نیست هر...
نم نم باران...
-
تاریخ: 1397/10/19 ساعت: 13:16
نم نم باران که باشدکوچه جان میدهدبرای یک قرار عاشقانه.نازنین!وقتی به کوچه میآییدر پی من نباش.پیش از آنکه بیاییمرا با خودش برده،سیل خاطرهها!
انگار خدا...
-
تاریخ: 1397/10/19 ساعت: 13:16
انگار که خداوندمعشوقهای داشته باشد!انگار که معشوقهاشترکش کرده باشد!انگار که خداوندتو رادر لحظهٔ تنها شدنشآفریده باشد.زیباییِ توغمانگیز است...
دوستت دارم...
-
تاریخ: 1397/10/19 ساعت: 13:16
دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارماین " دوستت دارم " ها رابنویس به حساب روزهایی کهدیگر نیستمبگذار برای شب هایی کهممکن است نباشمنگه داربرای غروب هایی کهبایدتنهایی به خانه برگردی......#بگذار_دوستت_داشته_باشم
چه فرقی می کند...
-
تاریخ: 1397/10/19 ساعت: 13:16
چشم ها اشک آلود،شیشه ها باران خورده،چه تفاوتی دارند وقتی تو نباشی؟این شهر، شهر باران است!خیابان ها بی عابرعابرها بی عبورچه فرقی دارند وقتی نیستی؟این جا قحطی خاطره است!من بی توتو بی منچه تفاوتی دارند وقتی...انتظار تنها نقطه ی مشترک ماست!
مثل...
-
تاریخ: 1397/10/19 ساعت: 13:16
مثل ِ پیرمرد ِمتولد ِ 1300 ،نه لباس ِسربازیام مانده است !نه فرماندهام ...نه متفقین ماندهاند ...نه پل ِعابر ِپیادهی ِمخبرالدوله ،نه عابرهایش ...!نه آن دخترکی که دستش در دست ِمادر ،نان ِسنگک در دست ...نه نان و نه نانواها ،نه همبازی و همپالکیهایم ...! مثلِ پیرمرد ِمتولد ِ 1300 ،از من تنهایی مانده است ....
باران...
-
تاریخ: 1397/10/19 ساعت: 13:16
بارانخیال توستمی آید ،شدید می شود ،صورتم را خیس می کند ک باران ؛آمدن توستهمه را عاشق می کند باران ؛نگاه توستزیرش که باشی تب می کنی باران؛پیراهن توستبویش تا مدت ها همه را دیوانه می کند باران؛داغ توستسیگار می خواهدبارانبگذریم باران گریه ی من که نیستبند می آید ...
تو را ....
-
تاریخ: 1397/10/19 ساعت: 13:16
تو را دوست داشتمچنان که انگار تو آخرینِ عزیزانِ من بر روی زمینی!و تو رنجم دادیچنان که گویی من آخرینِ دشمنانِ تو بر روی زمینم!
مرا پیدا خواهی کرد...
-
تاریخ: 1397/10/19 ساعت: 13:16
مرا در میان روزهای خسته ات پیدا خواهی کرد.وقتی که شانه ی هیچ کسی آرامت نمیکند !برمی گردی ...و پاره های قلبی را می بینی که دیگر نمیتپدکه از من یک جسد مانده !و از تو خروارها ردپا ...